رابطه ی شخصیت و شغل

به این مطلب امتیاز دهید

رابطه ی شخصیت و شغل

در این مقاله به رابطه ی شخصیت و شغل  میپردازیم. یکی از دغدغه های مدیران یک شرکت انتخاب پرسنل مناسب است. برای استخدام نیروی جدید ملاک ها و شاخص های مختلفی وجود دارد که با توجه به ماهیت کار متفاوت اند. اما به طور کلی عواملی چون مدرک تحصیلی، سابقه کاری، مهارت های شغلی و مهارت های فردی بسیار حائز اهمیت اند. اما یکی از شاخص های بسیار مهم و تاثیرگذار ویژگی های شخصیتی است. افراد دارای  تفاوت های روانی متعددی هستند که این تفاوت ها می تواند بر روی کارآمدی و همینطور رضایت شغلیشان تاثیر بگذارد. پیش از آنکه به بررسی تاثیر و اهمیت رابطه ی شخصیت و شغل بپردازیم شایسته است که با ابعاد و تعاریف شخصیت بیشتر آشنا شویم.

گزینش فرد مناسب
یکی از ملاکهای مهم برای انتخاب شغل ویژگی های شخصیتی است

برخی از تعاریف شخصیت

  • شخصیت شامل رفتار ها، سبک، فکر ها، شیوه ی حرف زدن، درک محیط و تعامل بین فردی است که پیوسته (بر اساس یک الگوی قابل تشخیص) در یک فرد مشاهده می شود.(Albert Ellis)
  • شخصیت شناسی به جنبه هایی از رفتار هر فرد می پردازد که مهم بوده و در طول زمان، نسبتا پایدار هستند. (Robert Ewen)
  • شخصیت یعنی مجموعه ای از دریافت ها، هیجان ها، ذهنیت ها، انگیزه ها و اقدام های یک فرد در تعامل با شرایط محیطی مختلف است. (Albert Ellis)

۵ عامل اصلی شخصیت

بسیاری از صاحب نظران بر این باور اند که شخصیت پنج بُعد دارد. نظریه پنج عاملی شخصیت یا Big-5 بر این فرض بنا شده که تفاوت میان انسان‌ها را می‌توان بر اساس تفاوت در این پنج دسته از ویژگی‌ها توصیف کرد. مطالعات و تحقیقات زیادی اعتبار مدل ۵ عاملی را تایید کرده است چراکه این مدل طی سال ها بررسی و در نتیجه ی تلاش مجموعه ای از دانشمندان شکل گرفته و توسعه یافته است. این پنج عامل به شرح زیر اند:

  • برونگرایی(Extraversion)
  • پذیرش تجربه‌های جدید (Openness to experience)
  • وجدان و مسئولیت‌پذیری(Conscientiousness)
  • سازگاری و موافق بودن(Agreeableness) برونگرایی افراد برونگرا دارای شخصیتی اجتماعی هستند و حضور در جمع برای آنها لذت بخش است. معمولا دوستان زیادی دارند و اطرافیان، آنها را افرادی پر انرژی و خوش مشرب می نامند. در مقابل افراد درونگرا هستند که علاقه چندانی به روابط اجتماعی ندارند. البته لازم به ذکر است که افراد صرفا درونگرا یا برونگرا نیستند بلکه متمایل به یکی از این دو طیف اند.  

پذیرش تجربه‌های جدید

گشودگی و استقبال از تجربه، شامل صفاتی چون خلاقیت، کنجکاو بودن، ماجراجویی و در جستجوی ایده های نو بودن است و این دسته از افراد معمولا از تکرار و مکررات بیزارند. افرادی که در طیف مقابل قرار دارند موقعیت های آشنا را ترجیح می دهند و کمتر به دنبال تجربه های جدید هستند.

ایده های نو و خلاقیت های جدید داشته باشید.

وجدان و مسئولیت‌پذیری

وظیفه شناسی و مسئولیت پذیری از ویژگی های برجسته ی این دسته از افراد است. از ویژگی های دیگر این بعد می توان به قابل اعتماد و منظم بودن اشاره کرد. افراد کم وجدان تر معمولا عملکری غیر ساختارمندانه دارند.

 

سازگاری و موافق بودن

این بعد به احترام به دیگران دلالت دارد. افراد سازگار دارای روحیه همکاری، صمیمی و قابل اعتماد اند و رفتاری دوستانه و صمیمانه دارند. افراد ناسازگار سرد، رقابتی و ستیزه جو هستند.

داشتن رابطه صمیمی و دوستانه در محیط کار
روان رنجوری

روان رنجوری یا به عباراتی نوروتیک بودن به میزان تحمل فرد در مقابل فشارها و محرک های استرس زا اشاره دارد. عصبی بودن و روان رنجوری به معنای آسیب پذیری نسبت به رفتار دیگران، احساس خشم، افسردگی و اضطراب است. اما افرادی که دارای ثبات احساسی هستند، اعتماد به نفس بیشتری دارند و در مقابل مشکلات آرام ترند و کمتر پریشان می شوند.

حال آنکه با تعاریف و ابعاد شخصیت بیشتر آشنا شدیم می توان گفت شخصیت هر فرد تا حدی پیش بینی کننده ی رفتار های فرد در موقعیت های مختلف است. مشاغل نیز مانند شخصیت انسان ها دارای ویژگی خاص خود هستند که فرد را برای انتخاب یا عدم انتخاب آنان راهنمایی می کنند. اما برای در مسیر درست قرار گرفتن نیاز است که گام هایی در آن جهت برداشته شود که در ادامه به آن می پردازیم.

شناخت ویژگی های فردی

اولین گامی که فرد برای انتخاب شغل خود می بایست بر دارد شناخت توانایی ها و خلقیات خود است. شناخت ویژگی های شخصیتی را می توان یکی از مهمترین ملاک ها برای پیدا کردن شغل مناسب نامید. چراکه هرچه شخصیت فرد با شغلش هماهنگی بیشتری داشته باشد احتمال آنکه فرد احساس رضایت بیشتری داشته باشد افزایش می یابد و در نتیجه می تواند در سیستم کاری خود نقش مفید تری ایفا کند.

۵ اهمیت شناخت ویژگی های شغلی

پس از آنکه فرد علایق و توانایی های خود را شناخت زمان آن رسیده است که مشاغل متناسب با ویژگی های شخصیتی خود را بیابد. همانطور که پیش تر اشاره شد هر کاری دارای ویژگی های بخصوصی است که تناسب با آن لازمه موفقیت و کارآمدی است. برای آن که این موضوع قابل درک شود به مثال زیر توجه کنید تا با رابطه ی شخصیت و شغل اشنا شوید.

فرض کنید شما برای بخش فروش خود نیازمند نیروی انسانی می باشید و قصد استخدام تعدادی از افراد را به این منظور دارید. این شغل نیازمند مهارت های قوی ارتباطی است و برقراری ارتباط مناسب با مشتری بسیار بر میزان فروش تاثیرگذار است. حال تصور کنید شما فردی را استخدام کرده اید که علارغم مدرک تحصیلی مناسب، دارای شخصیتی درونگرا است و علاقه ای به ارتباطات اجتماعی ندارد. گزینش فرد بدون توجه به نکات گفته شده دو نتیجه را شامل می شود:

  1. عدم رضایت کارمند از شغل خود
  2. نا کارآمدی احتمالی نیروی استخدام شده

این دو نتیجه عدم تناسب شخصیت فرد با شغل انتخابی خویش است. حال آنکه با در نظر گرفتن نکات ذکر شده می توان به انتخابی مناسب دست یافت و موجب رضایت هر چه بیشتر کارمند و کارفرما شد.

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن